
کارگردان: نيل لابوت. فيلمنامه: آنتوني شيفر. موسيقي: آنجلو بادالامنتي. مدير فيلمبرداري: پل سارسوسي. تدوين: جوئل پلاچ. طراح صحنه: فيليپ بارکر. بازيگران: نيکلاس کيج[ادوارد مالوس]، الن برستين[خواهر سامرزآيل]، کيت بيهن[خواهر ويلو]، فرانسس کانروي[دکتر ماس]، مالي پارکر[خواهر رز/خواهر تورن]، لي لي سوبيسکي[خواهر هاني]، ديان دلانو[خواهر بيچ]، مايکل وايزمن[پيت]. ١٠٢ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آلمان، آمريکا.
ادوارد مالوس مامور پليس- گشت بزرگراه کاليفرنيا- پس از اين که شاهد مرگ دختري کوچک و مادرش در يک سانحه مي شود، روزهاي بدي را مي گذراند. يک روز نامه اي بدون تمبر از محبوب پيشين خود ويلو دريافت مي کند و اين نامه او را به جزيره اي سامرزآيل مي کشاند. ويلو سال ها قبل وارد زندگي ادوارد شده و ناگهان او را ترک کرده است. او در نامه از گمشدن دختر کوچکش به نام راون نوشته و اين که او تنها کسي است که در يافتن راون مي تواند به وي اطمينان کند. ادوارد خيلي زود درمي يابد که پيدا کردن راون در جزيره کار راحتي نخواهد بود. چون مردم جزيره صاحب آداب و رسوم و فرهنگي خاص هستند و در راس آنها خواهر سامرزايل قرار دارد که به او مي گويد هرگز دختري به نام راون در آن جزيره نزيسته است.
مرد حصيري بر اساس فيلم ١٩٧٣ رابين هاردي به همين نام با شرکت ادوارد وودوارد و کريستوفر لي ساخته شده که فيلمنامه اش توسط آنتوني شيفر[برنده جايزه توني براي نمايش بازرس] از کتاب آيين نوشته ديويد پاينر اقتباس شده بود. اين فيلم که در زمان نمايش خود در انگلستان و بسياري ديگر مورد استقبال گسترده مردم قرار گرفت نقطه قوت خود را از پرداخت هاردي و طرح سوال هايي درباره ايمان و باور مي گرفت. اما آخرين فيلم نيل لابوت که چند سال قبل با پرستار بتي توانست براي خود شهرتي معقول و به سزا کسب کند، فارغ از اين پرسش ها بيشتر به يک بازسازي هاليوودي بي منطق شبيه است. شايعات حاکي از آن است که ادوارد وودوارد نيز حاضر نشده نقشي يادگاري در فيلم لابوت بازي کند. تنها نکته اصلي تغيير يافته در روند داستان عوض کردن شخصيت ارباب جزيره از يک مرد به يک زن-الن برستين به جاي کريستوفر لي- است. فيلم تا اين لحظه هدف منتقدان سرزنش برخي بوده، اما عموم به خاطر نيکلاس کيج و ديگر بازيگرانش استقبالي نسبي از آن کرده اند. مرد حصيري در آمريکاي شمالي بر خلاف انتظار سازندگانش فقط ٢٠ ميليون دلار عايدي به دست آورد که در مقايسه با بودجه ٤٠ ميليون دلاري اش يک شکست نيم بند محسوب مي شود. بين خودمان بماند اگر دم دست تان ويدئو کلوبي پيدا مي شود که فيلم اصلي را داشته باشد، تماشاي آن بر اين بازسازي گران قيمت ارجح است!

