تبليغاتX
هنر هفتم

ملکه The Queen

کارگردان: استيون فريرز. فيلمنامه: پيتر مورگان. موسيقي: الکساندر دسپليت. مدير فيلمبرداري: آفونسو بئاتو. تدوين: لوچيا زوچتتي. طراح صحنه: آلن مکدانلد. بازيگران: هلن ميرن[ملکه اليزابت دوم]، مايکل شين[توني بلر]، جيمز کرامول[پرنس فيليپ]، سيلويا سيمز[مادر ملکه]، الکس جنينگز[پرنس چارلز]، هلن مک کروري[شري بلر]، راجر آلام[سر رابين جانورين]. ٩٧ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ انگلستان، فرانسه، ايتاليا. نامزد اسکار بهترين طراحي لباس، کارگرداني، موسيقي، بهترين بازيگر زن/ميرن، بهترين فيلمنامه و بهترين فيلم، نامزد ١٠ جايزه بافتا، برنده جايزه بهترين فيلمنامه و نامزد ٥ جايزه ديگر از مراسم فيلم هاي مستقل بريتانيايي، برنده جايزه بهترين بازيگر زن از انجمن منتقدان بوستون، برنده جايزه بهترين بازيگر زن و نامز ٣ جايزه ديگر از انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جايزه بهترين بازيگر زن، بهترين فيلمنامه و نامزد ٥ جايزه ديگر از انجمن منتقدان شيکاگو، برنده جايزه تماشاگران جشنواره شيکاگو، برنده جايزه بهترين بازيگر زن از انجمن منتقدان دالاس فورت-ورث، برنده جايزه بهترين بازيگر زن از انجمن منتقدان فلوريدا، برنده گلدن گلاب بهترين بازيگر زن و بهترين فيلمنامه و نامزد بهترين کارگرداني و بهترين فيلم، برنده جايزه فيپرشي، بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر زن و نامزد شير طلايي از جشنواره ونيز و...

مرگ نابهنگام پرنسس دايانا شوک بزرگي به خاندان سلطنتي انگلستان و مردم بريتانيا که دايانا را دوست داشتند وارد مي کند. ملکه اليزابت دوم مادر دايانا قادر نيست احساسات و دلداري خود را به مردم بريتانيا ارزاني کند و توني بلر نخست وزير انگلستان شروع به اقداماتي در جهت قانع کردن ملکه مي کند...

نمايش فيلمي بر اساس حوادثي که بعد از مرگ محبوب ترين عضو خانواده سلطنتي بريتانيا گريبانگير مردم، دولتمردان و ملکه اليزابت دوم شد، به اندازه خود حادثه خبر آفرين و تا اين لحظه جالب توجه بوده است. نمايش افتتاحيه فيلم در جشنواره ونيز با استقبال فراوان منتقدان و مردم و دريافت جوايز بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر زن و نامزدي شير طلايي جشنواره پايان يافت. اما اين تازه سر آغاز درو کردن جوايز توسط هلن ميرن ٦١ ساله بود که مي رود با دريافت اسکار بهترين بازيگر زن نقطه ختامي درخشان بر کوشش هاي يک بازيگر اصيل انگليسي باشد. او که قبلاً براي بازي در ديوانگي شاه جورج و گاسفورد پارک نامزد دريافت اسکار شده بود، اين بار با دستاني پرتر بازگشته و بعيد است که ديگر نامزدها بتوانند در برابر او عرض اندام کنند.

اما اين امر به حقيقت نپيوسته مرگ در سايه هدايت و کارگرداني استيون فريرز ٦٦ ساله که خود از ١٩٦٨ تا امروز حضوري شاخص و تعيين کننده در تلويزيون و سينماي انگلستان داشته است. فريرز در ١٩٨٥ با رخت شويخانه زيباي من که حاصل همکاري او با حنيف قريشي بود، به شهرتي قابل اعتنا رسيد. فريرز در سال هاي بعد نشان داد که تبحري مثال زدني در اقتباس از آثار ادبي و صحنه اي- از جمله روابط خطرناک يا خانم هندرسون تقديم مي کند- دارد، اما قدرت وي در هدايت بازيگران و طبع آزمايي او در ژانرهاي مختلف و کار در هاليوود نيز براي وي قرين موفقيت بود. قهرمان، مري رايلي، وانت، ليام، کيفيت بالا و Grifters همگي فيلم هايي بودند، که نمايش شان براي منتقدان قابل چشم پوشي نبود. او به عنوان کسي که مي تواند بازيگراني چون جودي دنچ، گلن کلوز يا آنجليکا هيوستن وادار به ارائه نقش هايي باورنکردني کند، از سوي اکثريت پذيرفته شد و به نظر مي رسد اين بار مجسمه عمو اسکار را در دومين نامزدي اش براي دريافت آن، به چنگ خواهد آورد. اگر به فيلم هاي روانشناختي با پس زمنه روابط سياسي علاقمند هستيد، اگر زندگي خاندان سلطنتي بريتانيا و پرنسس دايانا براي تان جذاب است و از همه مهم تر تشنه ديدن يک فيلم خوب با بازي هاي عالي هستيد، ملکه بهترين فرصت است!

+ نوشته شده توسط فراست در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 20:37 |

دختران رويايي Dreamgirls


نويسنده و کارگردان: بيل کاندون. موسيقي: هنري کريگر. مدير فيلمبرداري: توبياس اشلايسر. تدوين: ويرجينيا کتز. طراح صحنه: جان مايهر. بازيگران: بيونسه ناولز[دينا جونز]، جمي فاکس[کرتيس تيلور]، ادي مورفي[جيمز ارلي]، دني گلوور[مارتي مديسن]، جنيفر هادسن[افي وايت]، جان ليتگاو[جري هريس]. ١٣١ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آمريکا. نامزد جايزه اسکار بهترين طراحي صحنه، طراحي لباس، صدابرداري، بازيگر نقش مکمل مرد/ادي مورفي، بازيگر نقش مکمل زن/جنيفر هادسن و سه آواز، نامزد بهترين تدوين از مراسم انجمن تدوينگران آمريکا، نامزد بهترين طراحي صحنه از اتحاديه طراحان صحنه، نامزد جايزه بافتا/آنتوني اسکوئيت براي بهترين موسيقي و بهترين بازيگر زن نقش مکمل/هادسن، نامزد ده جايزه از مراسم بلک ريل، برنده جايزه بهترين آواز، بهترين صداب رداري، بهترين بازيگر مرد نقش مکمل/مورفي، بهترين بازيگر زن نقش مکمل/هادسن و نامزد ٣ جايزه از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، نامزد جايزه بهترين بازيگر مرد و زن نقش مکمل/مورفي و هادسن از مراسم انجمن منتقدان فيلم شيکاگو، برنده جايزه پالين کيل براي جنيفر هادسن از مراسم انجمن منتقدان فلوريدا، برنده جايزه گلدن گلاب بهترين فيلم کمدي، بهترين بازيگر نقش مرد نقش مکمل/مورفي، بهترين بازيگر زن نقش مکمل/هادسن و نامزد دو جايزه ديگر و...

دينا جونز، افي وايت و لورل رابينسون سه دختر سياه پوستي در اشتياق آواز خوان و ستاره شدن هستند. وقتي براي حضور در کنار جيمز تاندر ارلي خواننده مشهور انتخاب مي شوند، به نظر مي رسد که يک گام به عملي شدن خواسته هاي شان نزديک شده اند. اما قرار داشتن در سايه ارلي دلخواه آنها نيست و به زودي کرتيس تيلور جاه طلب موقعيتي براي آنها فراهم مي کند تا به تنهايي برنامه هايي اجرا کنند. براي اين کار بايد در ميان سه دختر يکي را به عنوان تک خوان انتخاب کرد و به نظر مي رسد تنها انتخاب افي است که قدرت آوازخواندن او از ديگران بيشتر است. ولي کرتيس و سي سي-برادر افي و آهنگساز- دينا را انتخاب مي کنند و همين امر باعث بروز مشکلاتي در ميان گروه مي شود. حتي به شهرت رسيدن گروه نيز مانع از بروز تنش نشده و به زودي کار به جايي مي رسد که کرتيس تصميم مي گيرد شخص ديگري را جايگزين افي کند. دينا نيز که تبديل به ستاره گروه شده، خيلي زود به شهرتي بين الملي دست مي يابد، ولي او نيز بعدها از گروه جدا مي شود....

ماجراي به شهرت رسيدن دايانا راس و گروه The Supremes، اختلافات دروني و اميدها و نا اميدي هاي آنان که بر اساس کتاب تام اين و نمايشنامه موزيکال ١٩٨١ توسط بيل کاندون به فيلم برگردانده شده، يک محصول نمونه اي هاليوودي در ستايش دنياي نمايش است و اين که هيچ شغلي بهتر از نمايش نيست حتي اگر گاه با تلخ کامي همراه باشد.

براي کساني که موسيقي دهه ١٩٦٠ را دنبال کرده اند، دايانا راس نامي آشناست، اما دريغ و افسوس که نسل امروزي او را بايد به واسطه خواننده ديگري به نام بيونسه کشف کند، در حالي دايانا هنوز زنده است!

بگذريم. دختران رويايي به عنوان فيلمي مستقل و فارغ از ماجراي دايانا راس نيز محصولي تماشايي است که به شکلي بديهي از طراحي صحنه و لباس و آوازهايش مي گيرد. البته نبايد تبحر کاندون را در برگردان نمايشي تئاتري به يک فيلم فراموش کرد، و اين که خيلي خوب ٧٠ ميليون دلار بودجه فيلم را خرج کرده است. اما بايد اذعان کرد که دختران رويايي شباهتي با ديگر فيلم هاي کارنامه وي ندارد. بيل کاندون متولد ١٩٥٥ از تلويزيون مي آيد. در سال ١٩٩٥ با ساختن کندي من ٢: وداع با جسم وارد سينما شد و در ١٩٩٨ با خدايان و هيولاها به شهرت رسيد. شش سال بعد سومين فيلمش کينزي او را به عنوان کارگرداني که در پرداخت روانشناختي شخصيت هايش تبحر دارد، شناساند و جوايز متعددي نيز دريافت کرد. دختران رويايي آخرين فيلم او و دومين موزيکال اوست. اولين فيلم موزيکال وي شيکاگو بود که کارگرداني اش به کس ديگري سپرده و فقط نامزدي اسکار بهترين فيلمنامه اقتباسي نصيب کاندون شد. ظاهراً دختران رويايي براي پر رنگ تر کردن آن پيروزي نيم بند ساخته شده است. قابل توجه طرفداران خانم بيونسه ناولز، با کمال تاسف ستاره اصلي فيلم ايشان نيستند. بلکه کيت هادسن است که با ترانه And I’m Telling You, I’m Not Going نفس تماشاگر را در سينه حبس مي کند و به جوايزي که شايستگي آن را داشته نيز دست يافته است. بعضي منتقدان از فقدان روابط کافي ميان شخصيت ها و تحليل شان ناراضي هستند و زمينه هاي احساسي فيلم را نيز ناکافي مي دانند. با اين حال تا اين لحظه خوش اقبال ترين نامزد اسکار است و بعيد است دست خالي از مراسم برگردد. شما هم اگر از موسيقي، زندگي روي صحنه و احياناً سرک کشيدن به زندگي ستارگان خوش تان مي آيد فرصت ديدار با دختران رويايي را از دست ندهيد!

+ نوشته شده توسط فراست در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 و ساعت 15:6 |

کارگردان: کلينت ايست وود. فيلمنامه: ايريس ياماشيتا بر اساس کتابي از تاداميچي کوريباياشي. موسيقي: کايل ايست وود، مايکل استيونس. مدير فيلمبرداري: تام استرن. تدوين: جوئل کاکس، گري روچ. طراح صحنه: هنري بامستيد، جيمز جي. موراکامي. بازيگران: کن واتانابه[ژنرال تاداميچي کوريباياشي]، نازوناري نينوميا[سايگو]، شيدو ناکامورا[ستوان ايتو]، تسويوشي ايهارا[بارون نيشي]، ريو کاسه[شيميزو]، يوکي ماتسوزوکي[نازوکي]، تاکومي باندو[سروان تانيدا]. ١٤٢ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ ژاپن، آمريکا. برنده جايزه بهترين فيلم خارجي و نامزد بهترين کارگرداني و بهترين فيلم از از انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جايزه بهترين فيلم خارجي و نامزد جايزه بهترين فيلمبرداري، کارگرداني، موسيقي و فيلمنامه از انجمن منتقدان فيلم شيکاگو، برنده جايزه بهترين فيلم خارجي از انجمن منتقدان دالاس فورت ورث، برنده گلدن گلاب بهترين فيلم خارجي و نامزد بهترين کارگرداني، برنده جايزه بهترين فيلم از انجمن منتقدان فيلم لس آنجلس.

جزيره ايووجيما بزرگ ترين سنگر دفاعي نيروهاي ژاپني براي جلوگيري از حمله نيروهاي آمريکايي به کشورشان است. ژنرال تاداميچي کوريباياشي فرمانده جزيره ماموريت دارد به هر قيمتي که شده از افتادن جزيره به دست سربازان آمريکايي جلوگيري کند. در ميان افراد او سرباز جواني به نام سايگو نيز وجود دارد که قبل از ورود به خدمت سربازي نانوايي فقر بيش نبوده، اما دست سرنوشت باعث مي شود که با آغاز حمله سربازان آمريکايي به جزيره اين دو نفر همزمان پايداري، افتخار، شهامت و ترسي فراسوي تصور را تجربه کنند.

پاره دوم حماسه ايووجيما که استاد با صرف هزينه اي کمتر نسبت به قسمت پيشين[١٥ ميليون دلار] به زبان ژاپني و بازيگران ژاپني ساخته و با وجود اقبال بسيار اندک تجاري نسبت به پرچم هاي پدران ما توفيق هنري بيشتري نصيب اش گشته است. همان طور که خود ايست وود در هنگام دريافت جايزه گلدن گلوب از کن واتانابه به خاطر نقش موثرش در شکل گيري فيلم تشکر کرد، بايد بگويم که فيلم واقعاً روي قدرت بازيگري و نگاه هاي اين ميفونه جديد بنا شده است. واتانابه که آخرين سامورايي ورودي خيره کننده به سينماي هاليوود داشت، اينجا نيز براي رسيدن به ريزه کاري هاي نقش در طول فيلمبرداري تمامي وقت خود را به خواندن نامه هاي واقعي ژنرال کوريباياشي به خانواده اش گذرانده است. سخن گفتن درباره اين دو فيلم که در مقطع تاريخي پر اهميتي ساخته شده اند، زمان بيشتري مي طلبد. بنابر ضمن تشويق دوستداران ايست وود، واتانابه و فيلم هاي تجديدنظر طلبانه و ضد جنگي سخن گفتن درباره اين دو فيلم را به موقعيت مناسب تري موکول مي کنيم. يقيناً دانستن نظرهاي ايست وود يا واتانابه درباره اين دو فيلم خالي و موضوع جنگ ميهن پرستانه و قهرمانانه از شگفتي نخواهد بود.

+ نوشته شده توسط فراست در جمعه ششم بهمن 1385 و ساعت 12:54 |

کارگردان: تاد فيلد. فيلمنامه: تاد فيلد، تام پروتا بر اساس رماني از تام پروتا. موسيقي: تامس نيومن. مدير فيلمبرداري: آنتونيو کالواچه. تدوين: ليو ترومبيتا. طراح صحنه: ديويد گراپمن. بازيگران: کيت وينسلت[سارا پرايس]، پاتريک ويلسون[براد آدامسون]، جنيفر کانلي[کتي آدامسون]، گريگ ادلمن[ريچارد پرايس]، سدي گلداستاين[لوسي پرايس]، جکي ارلي هالي[روني جونيور مک گرووي]، نوآ امريش[لري هجز]. ١٣٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آمريکا. نامزد جايزه بهترين بازيگر زن/کيت وينسلت، بهترين فيلم و بهترين فيلمنامه از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جايزه بهترين بازيگر مرد نقش مکمل/جکي ارل هالي و نامزد جايزه بهترين بازيگر زن/وينسلت، بهترين فيلمنامه از انجمن منتقدان شيکاگو، برنده جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل/جکي ارل هالي از انجمن منتقدان دالاس فورت ورث، نامزد جايزه بهترين فيلم از جشنواره گاتام، نامزد جايزه بهترين بازيگر/وينسلت از انجمن منتقدان فيلم لندن، برنده جايزه بهترين بازيگر مکمل/ارل هالي از انجمن منتقدان فيلم نيويورک، برنده جايزه بهترين بازيگر و کارگرداني از جشنواره پالم اسپرينگز، برنده جايزه بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر مکمل/ارلي هالي از انجمن منتقدان سان فرانسيسکو، برنده جايزه بهترين بازيگر مکمل/ارلي هالي از انجمن منتقدان ساوت استرن، برنده بهترين بازيگر فيلم هاي عاشقانه/پاتريک ويلسون از مراسم هاليوود جوان و ....

سارا کدبانويي است که از زندگي زناشويي ناشاد خود خسته شده است. نقطه مقابل او براد است که زير سايه کتي همسر فعال و شاغل خود قرار دارد. سارا با اين مرد خوش قيافه آشنا شده و به زودي رابطه اي ميان اين دو پديد مي آيد. همزمان با پيشرفت اين رابطه، روني که به خاطر تعرض جنسي به کودکان زنداني بوده، به محله باز مي گردد. روني تصميم دارد تا زندگي آرام و معمولي پيشه کند، با اين حال ساکنان محله براي کودکان خود بيمناکند . سارا و براد نيز با افزوده شدن اين هراس تازه به ترس از افشاي رابطه شان، خود را در ميانه يک کابوس مي يابند...
ويليام تاد فيلد متولد ١٩٦٤ بازيگر، نويسنده، تهيه کننده، آهنگساز و کارگردان، از اوايل دهه ١٩٩٠ شروع به فيلمسازي کرد، اما يک دهه بعد در ٢٠٠١ بود که با اولين فيلم بلند خود در اتاق خواب توانست نامزد اسکار بهترين فيلم و بهترين فيلمنامه شده و نظر مثبت تماشاگران و منتقدان را کسب کند. تاد فيلد که فيلم هاي کوتاهش مانند ناني و الکس جوايز تعددي دريافت کرده اند از کارگردان هاي مستقل سينماي آمريکا محسوب مي شود. او که در اولين اثر خود زندگي در يک دهکده کوچک ماهيگيران را براي زير ذره بين گذاشتن انتخاب کرده بود و اين بار به سراغ محله اي در حومه شهر رفته است. فيلم که بر اساس رمان تام پروتا ساخته شده، يک اقتباس وفادارانه نيست، بلکه قصه اي متفاوت ومستقل از کتاب را براي خود انتخاب کرده است. پروتا و فيلد با همکاري يکديگر در مورد شخصيت ها تجديد نظر کرده و کتاب را دوباره نوشته اند.

کيت وينسلت بعد از پذيرش نقش سارا براي نقش مقابل خود پاتريک ويلسون را پيشنهاد کرده و نتيجه اي عالي از اين توصيه حاصل شده است. اغلب منتقدان اين زوج را به شدت پسنديده و از آنها تمجيد کرده اند. بچه هاي کوچک که با بودجه اي ١٤ ميليون دلار ساخته شده، در مراسم گلدن گلاب خوش درخشيد و از شانس هاي مسلم اسکار امسال در بسياري از رشته ها به شمار مي رود. درباره اين فيلم بعدها مفصل تر خواهيم نوشت. تا آن روز سعي کنيد فيلم را ببينيد. مخصوصاً طرفداران بانو وينسلت که يقيناً از بازي خوب وي شگفت زده خواهند شد!

+ نوشته شده توسط فراست در جمعه ششم بهمن 1385 و ساعت 12:38 |



Javascripts


*
*
*
*
*
*
*